آموزش مهارت های موفقیت و کارآفرینی

قانون جذب - مهارت های زندگی - شاد زیستن - خودشناسی

سعی کنید تقویت کننده ها و تخریب کننده های زبانی را بیابید. 

خب میدونید شاید فکر کنید این کمی احمقانه است.اما میدونید شاید اون چیزی که من بهش فکر میکنم بتونه توضیح بده. در واقع گروه پیش از راه اندازی که بازاریابی تشکیل داد ممکنه دلیلش باشه. میدونید؟

گروه بازاریابی نمیتونه باعث افزایش حجم تماسها شده باشه. این گروه فقط در سواحل غرب اجرا داشت و بیشترین تماسها که دقیقا 89 درصد بوده، از منطقه میان غربی بوده.اد که تا الان پنج راه اندازی موفق داشته گفت که این میزان مربوط به گروه نیست. اما من کنجکاوم بدونم دلایل شما برای مرتبط دونستن تماسها با گروه چی هست.

نقشه راه اعتمادسازی گام ششم

 

سعی کنید تقویت کننده ها و تخریب کننده های زبانی را بیابید. 

سعی کنید تقویت کننده ها و تخریب کننده های زبانی را بیابید.

خب میدونید شاید فکر کنید این کمی احمقانه است.اما میدونید شاید اون چیزی که من بهش فکر میکنم بتونه توضیح بده. در واقع گروه پیش از راه اندازی که بازاریابی تشکیل داد ممکنه دلیلش باشه. میدونید؟

گروه بازاریابی نمیتونه باعث افزایش حجم تماسها شده باشه. این گروه فقط در سواحل غرب اجرا داشت و بیشترین تماسها که دقیقا 89 درصد بوده، از منطقه میان غربی بوده.اد که تا الان پنج راه اندازی موفق داشته گفت که این میزان مربوط به گروه نیست. اما من کنجکاوم بدونم دلایل شما برای مرتبط دونستن تماسها با گروه چی هست.

بله. خب میدونید میفهمم شما چی میگید اما من فکر میکنم شاید رسانه های اجتماعی باعث شده باشند. مردمی که در غرب میانی زندگی میکنند ممکن است خبر گروه ما را از غرب به سرعت بشنوند. منظورم این است که اطلاعات به سرعت فراگیر میشود.

 

من دوستانم را شمردم و دیدم که دوستانی که در شبکه های اجتماعی دارم بیشتر از دوستان نزدیکم هستند. خب. فکر میکنم متوجه چندتقویت کننده و تخریب کننده دیگر پی بردید. اما بیایید روی راه هایی تمرکز کنیم که می توانیم از راه کلام اعتمادسازی کنیم.از بعضی تخریب کننده های اعتماد قدیمی مانند تکه کلمات تکراری استفاده کرد. تکه کلماتی که بیشتر استفاده می شوند، میدونی و مثلا تند. همچنین از بعضی صفات استفاده می کند که اعتبار سخن او را کاهش می دهند.

 

به این نوشته اظهارات دن در مورد تیم نگاه کنید. او آنچه را که می خواهد بگوید توصیف می کند و این باعث می شود که پرستون و سامانتا حتی قبل از اینکه حرفش را بزند، به آن شک کنند. اگر دن مطمئن است که درست می گوید، چرا با انتخاب کلماتش باعث ایجاد شک در طرف مقابل میشود؟ آیا شما زیاد از کلمات شاید، یه جور، یه جورایی، یا احتمالا استفاده می کنید؟ سعی کنید این کلمات را از حرفهایتان حذف کنید و فقط آنچه را باور دارید بیان کنید. آنچه را که میدانید بگویید. سوالات استفهامی هم نقش صفات را ایفا میکنند. فقط به جای آنکه اول جمله بیایند، آخر جمله می آیند. آنها هیچ ارزشی به نظرهای دن اضافه  میکنند. اما قابلیت اعتماد او را کاهش میدهند. چیزی که من به آن فکر میکنم شاید بتواند توضیح دهد . در واقع گروه پیش از راه اندازی که بازاریابی تشکیل داد، میدونید؟ ما میخواهیم هنگام جواب دادن به سوالات از زیاده گویی پرهیز کنیم. 

 

دن به جای آنکه آگاه و با اعتماد به نفس جلوه کند، باعث میشود کمی ناچاربه نظر برسد با اینکه دارد تلاش میکند که کشتی در حال غرق شدن خودش را نجات دهد. مردمی که در غرب میانی زندگی می کنند، ممکن است خبر گروه ما را از غرب به سرعت بشنوند. منظورم این است که من در غرب میانی زندگی می کنم، اما در فیسبوک دوستانی از سراسر دنیا دارم.
منظورم این است که اطلاعات به سرعت فراگیر می شود. متوجه شدید که استفاده بیش از حد از صفات باعث تخریب قابلیت اعتماد می شود؟ و آن تکه کلام ها و انتخاب آن کلمات نامطمئن دارد او را نابود می کند. بر خلاف دن، می شنویم که پرستون چندین تقویت کننده اعتماد تایید شده در انتخاب واژگانش استفاده می کند.

 

متوجه شدی که پرستون چگونه نظرهایش را با ادعاهای واضح رهبری میکند؟ یک جمله قابل تامل که باورهای او را بیان میکند. سپس در ادامه ادعایش را با شواهد پشتیبانی می کند. گروه بازاریابی نمی تواند باعث افزایش تماس ها شده باشد. این گروه فقط در سواحل غربی اجرا داشته است!

 

یکی از رایج ترین اشتباهاتی که سخنرانان مرتکب می شوند، شروع صحبت با بیان شواهد و پایان دادن به صحبت با بیان ادعا استاین کار مخاطب را گیج می کند. این کار باعث می شود دیگران متحیر بمانند که شما می خواهید از این اطلاعاتتان چه استفاده ای بکنید و اینکه چرا مهم است. ابتدا ادعا و سپس شواهد را بیان کنید. پرستون همچنین از یک اعتمادساز استفاده می کند به نام مسئولیت خارجی، وقتی که پای اد را به میان می آورد. اد که تا کنون پنج اجرای موفق داشته است،گفت که این حجم مربوط به گروه نیست. 

 

اگر شخصا وقت نداشته اید که اعتمادسازی کند، می توانید از یکی از همکارانتان که این کار را انجام داده کمک بگیرید. پرستون احتمالا تکلیفش را انجام داد. او میدانست که سامانتا و دن هردو اد را قبول دارند. برای همین از نظر اد در مورد موضوع استفاده کرد تا نظر خودش را حمایت کند.شآیا شما میتوانید این کار راانجام دهید تا به پیامهایتان اعتبار ببخشید؟ سرانجام، دیدید پرستون چقدر واقعی و با جزئیات حرف میزند؟

 

این گروه فقط در سواحل غربی اجرا داشته است و بیشترین حجم که دقیقا 89 درصد بوده، مربوط به غرب میانی بوده است. قدرت اعتمادسازی جزئیات دقیق غیر قابل انکار است. قاضی ها هنگامی که به حرف های شاهدان در دادگاه گوش می کنند، بیشتر احتمال دارد حرف کسی را باورکنند که جزئیات دقیق بیان میکند، حتی اگر آن جزئیات با موضوع مرتبط نباشند.  قضاوت های دو ثانیه ای. قضاوت هایی راجع به لباسمان، ظاهرمان، حالت بدنمان،انتخاب واژگانمان. اینها همه در اعتمادسازی ما موثر هستند. 

 

آیا این عادلانه است؟ شاید نباشد. آیا این واقعیت است؟ مسلما. پس این چالش عظیم من برای شماست. از یکی از دوستانتان بخواهید وقتی که حواستان نیست با گوشی اش از شما فیلم بگیرد. سپس با استفاده از چک لیست تقویت کننده ها و تخریب کننده های اعتماد ببینید آیا در این زمینه ها نیاز به کمی تغییر دارید یا خیر. من این رفتارها را هر روز به دانشجویان و تجارت کنندگان حرفه ای آموزش میدهم. 

 

ممکن است فکر کنید بعد از این همه سال خودم همه آنها را کاملا رعایت میکنم. اما هر چند ماه یکبار هنگام سخنرانی یا ریاست جلسه از خودم فیلم میگیرم و هر بار نکته ای را می یابم که میتواند اعتماد به نفس، قدرت و اصالت من را افزایش دهد. پس از خودتان فیلم بگیرید یا یک دوربین مخفی داشته باشید. ذرت بوداده درست کنید و فیلم را تماشا کنید. ممکن است کمی دردناک باشد ولی قول میدهم که هیچ راه بهتری برای یافتن آنچه ناخودآگاه به دیگران میگویید وجود ندارد.

 

و این بهترین راه برای ایجاد تغییرات کوچکی است که نتایج بزرگی دارند. اعتمادسازی در شرایط خاص یا بسیار چالش برانگیز. با یک از چالش برانگیزترین شرایط شروع میکنیم. شما به افرادی که با آنها کار میکنید اعتماد ندارید. فقط اعتماد ندارید. اما چرا؟ گاهی عدم اعتماد یکی از عوامل شخصیتی ماست. آیا شما معمولا به هر کسی که ملاقات میکنید، اعتماد می کنید، یا معمولا به همه مشکوک هستید تا زمانی که اعتماد شما را جلب کنند؟ اعتماد کردن برای بعضی از ما سخت تر است.

 

روانشناسان سازمانی می گویند ما خانواده مان را به محل کار می آوریم، ووقتی پای اعتماد به میان می آید، این واقعا درست است. بیشتر عادات کنونی ما از تجارب ما در طول رشد نشات گرفته اند.
پس شما ممکن است ذاتا یا به دلیل شرایط رشد، راحت نتوانید اعتماد کنید، حتی اگر خودتان آدم معتمدی باشید. اما ناتوانی در اعتماد به دیگران میتواند شما را خسته کند. اگر شک کردن به انگیزه های اطرافیانتان برای شما راحت تر از اعتماد کردن به آنهاست،اگر میبینید که دارید انرژی زیادی برای سر در آوردن از کارهای دیگران صرف میکنید، پس بهتر است کمی بیشتر اعتماد کنید.
برای اینکه بتوانیم به دیگران بیشتر اعتماد کنیم، چند راه هست. اول اینکه باید بفهمیم اعتماد کردن به دیگران به معنی ساده لوح بودن نیست. برای اعتماد کردن نباید مثل کبک سرتان را زیر برف کنید و ریسک ها را نبینید. اما نباید به همه اطرافیانتان هم مشکوک باشید. 

 

یک حد تعادل در نظر بگیرید ولی به سمت اعتماد متمایل باشید. 

یک حد تعادل در نظر بگیرید ولی به سمت اعتماد متمایل باشید. قدم بعدی در اعتماد کردن به دیگران این است که تفکرات مسبب عدم اعتماد خود را به چالش بکشید. تصور کنید یک روز صبح در دفترتان نشسته اید و رئیستان در اداره قدم میزند و مقابل هر دفتر می ایستد تا با کارکنان صحبت کند. وقتی نوبت به شما میرسد، او به سمت شما می آید و بدون ایستادن میرود. اگر در اعتماد به دیگران مشکل داشته باشید، حتما فکر میکنید او منظور بدی داشته است. شاید با خود فکر کنید: چرا او اینقدر از من متنفر است؟ مگر من با او چه کرده ام؟ 


شما می توانید عدم اعتماد خود را با گفتن حداقل سه دلیل ساده برای عدم توقف او بیاورید. مثلا او ناگهان متوجه زمان شد و عجله داشت که جایی برود. یا او دید که شما سرتان شلوغ است و نمی خواهید
او مزاحمتان شود، یا آخرین نفری که با او صحبت کرد چیزی به او گفت که او عمیقا به فکر فرو رفت.

 

هر وقت به رفتار کسی شک کردید، عدم اعتماد خود را به چالش بکشید.سرانجام اگر ببینیم که از اعتمادمان سوء استفاده شده است، باید با فرد مورد نظر روبه رو شویم و با او صحبت کنیم. من یک باراز دست ناظرم خیلی ناراحت شدم. من در پروژه ای که توسط تیم مدیریتی ارشدما به من محول شده بود، از نظر مالی دجار مشکل شدم. من دو روز با احساس بد شکست سر کردم و به همسرم میگفتم که رئیسم من را پشتیبانی نمیکند. سرانجام همسرم گفت: چرا با او صحبت نمیکنی؟ برای همین رفتم پیش رئیسم و با کمال تعجب او گفت: من با تیم مدیریتی صحبت کرده ام. این حرفش باعث شد من از اشتباه

 

دربیایم، اما همین سوء تفاهم ساده ممکن بود به بی اعتمادی بزرگی بینجامد. بعضی اوقا عدم توافق جدی است و فقط با صحبت رودررو حل نمیشود. به نوع تصمیماتی که در محل کارتان گرفته میشود که ممکن است باعث از بین رفتن اعتماد شود، فکر کنید. از شما میخواهم فردی را استخدام کنید. شما فکر میکنید من باید بتوانم تمامی حجم کار را به تنهایی انجام دهم. من میخواهم زمان کاری ام متغیر باشد. شما اصرار میکنید که برای من مهم است که شما دوشنبه تا پنج شنبه از ساعت 8 تا 5 در اداره باشید. 

 

دوست و همکار من از کار برکنار میشود. شما دلایل خود را دارید. شما مجبور نیستید تصمیمتان را عوض کنید، ولی اگر من با شما رو در رو شوم، شما فرصت توضیح دلایلتان را خواهید داشت. آنوقت من می توانم اعتماد کنم که شما نمی خواهید من را بدبخت کنید. وقتی با کسی که از اعتماد شما سوء استفاده کرده است روبه رو میشوید، به آنها همین فرصت توضیح دادن و درک شدن را بدهید. به یاد داشته باشید که اگر در حال تلاش برای اعتماد کردن به دیگران هستید، یا پس از یک سوء استفاده دارید سعی میکنید دوباره اعتماد کنید، به خودتان یادآوری کنید که اعتماد کردن دلایل خوب بسیاری دارد.

 

شما میتوانید تفکرات عدم اعتماد خود را به چالش بکشید ومیتوانید راجع به اتفاقات مشکل ساز با فرد خاطی صحبت کنید.

شما نیتتان خیر و قلبتان پاک است.

شما هرگز نمیخواهید به کسی آسیب برسانید.

 

اما بیایید روراست باشیم؛ همه ما گاهی اشتباه میکنیم. شما کارتان را دیر ارائه دادید، نتوانستید خوب دنبال کنید، تولد دوستتان را فراموش کردید، ناخواسته رازی را فاش کردید. یک دروغ مصلحتی گفتید که فردی را آرام کنید، اما دستتان رو شد. همه ما گاهی در زندگیمان اعتماد فردی را که خیلی دوستش داریم از دست میدهیم. خوشبختانه وقتی همان فرد از اعتماد ما سوء استفاده کرده است، روش برخورد و درک این موقعیت را تجربه کرده ایم. خوشبختانه از هر دست بدهی از همان دست پس میگیری. اما در بدترین شرایط میتوانیم از رهنمودهای پت گالاگان، ویراستار انجمن آموزش و توسعه آمریکا استفاده کنیم.

به سوء استفاده اعتراف کنید. معذرت خواهی کنید. بگویید در آینده برای جلوگیری از تکرار آن چه خواهید کرد. 

برای جبران اقدام کنید. شاید اشتباه شما انتقاد از پروژه دلخواه یکی ازهمکارانتان پشت سر او بوده. وقتی همکارتان میفهمد و با شما رو در رو میشود، به اشتباهتان اعتراف کنید،و عذرخواهی کنید. به همین سادگی. خیلی متاسفم. سپس بگویید در آینده برای جلوگیری از تکرار آن چه خواهید کردو چطور میخواهید اشتباهتان را جبران کنید. اینطوری.در آینده اگر با نظرت مخالف بودم، مستقیما به خودت میگویم. من میروم پیش میراندا و به او میگویم که خودش باید نظر خودش را داشته باشد و به حرفهای من گوش نکند.

 

سرانجام، اقدام کنید. این قدم آخر بسیار مهم است. 

سرانجام، اقدام کنید. این قدم آخر بسیار مهم است. ما نمیتوانیم شرایطی را که بارفتارمان به وجود آورده ایم، با حرف حل کنیم. از برنامه عملی فراهم شده کمک بگیرید و ببینید اقدامات دیگری که برای اعتمادسازی دوباره میتوانید انجام دهید چه هستند. اعتماد ممکن است آن اکسیر جادویی باشد که همه روابط رابهتر میکند، اما ترکیبی ظریف و شکننده است. با دقتی که شایسته آن است، با آن برخورد کنید.
تیمی متشکل از چهار نفر در یک ساختمان کار میکنند. در واقع دفترهایشان آنقدر به هم نزدیک است که گاهی یک سوال را با صدای بلند از هم میپرسند . به جای آنکه پیش هم بروند یا به هم ایمیل بفرستند.
آنها هر روز مقدار زیادی مکالمات دوستانه دارند. انها عکس های روی میز یکدیگر را می بینند. 


و از برنامه آخر هفته هم خبر دارند. آنها یکدیگر را میشناسند. و این به آنها کمک میکند به هم اعتماد کنند. همین چهار نفر را در نظر بگیرید، آنها را از هم دور کنید،آنها را در موقعیتهای جغرافیایی مختلف قرار دهید، مکالمات همزمان آنها رابه هفته ای یکبار یا کمتر کاهش دهید، و جلسات حضوری آنها را به سالی یکبار، آن هم شاید، محدود کنید. 

 

ناگهان این همگروهی های معتمد و اعتماد کننده ممکن است کم کم به هم شک کنند. آنها انگیزه های هم را مورد سوال قرار میدهند، سر سوء تفاهم های احمقانه با هم جروبحث میکنند، هیچ راهی وجود ندارد. اعتماد با نزدیکی بیشتر میشود. اعتماد به لمس وابسته است. اما کار در گروههای مجازی واقعیت آینده کاری ماست. برای بسیاری ازما واقعیت کنونی است. پس هدف ما ایجاد اعتماد حتی از راه دور است. چند لحظه بعد میلو و تیم مجازی اش را خواهید دید. که 10 نکته برتر برای ایجاد اعتماد را نشان میدهند.

پایان گام ششم.. ادامه دارد..

 

 مطالب مرتبط: 

 نقشه راه اعتمادسازی: اعتماد چیست؟ (گام اول)

نقشه راه اعتمادسازی: بنا کردن اعتماد (گام دوم)

نقشه راه اعتمادسازی: اعتمادسازی در تیم های مجازی (گام سوم)

نقشه راه اعتمادسازی: دو راهی های اخلاقی (گام چهارم)

نقشه راه اعتمادسازی: اعتماد چیست؟ (گام پنجم)

 

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟ به این مطلب چه امتیازی می دهی؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 محدودیت حروف
متن شما باید بیشتر از 30 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد

جدیدترین مطالب سایت